عبدالله مستوفى

543

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

ملت ، و با افراد ملت ، نصيب او شده بوده ، مردم از هستى خود بگذرند ، و همه‌چيز حتى آزادى خود را هم ، فداى هواى نفس او كنند ! چنان كه خوانندهء عزيز از گذشته در اين كتاب ملاحظه كرده است ، من برضاشاه پهلوى بعد از آنكه شاه شده است ، هميشه احترام گذاشته ، و كارهاى سلطنتى او را هميشه تقدير و ستايش ميكنم ، ولى اين عمليات را آن هم در وقتى كه شايد هنوز خيال سلطنت هم در سر نداشته و تنها براى نيل بمقام رياست وزراء بوده است ، گناه نبخشيدنى او ميدانم . قتل فلان مقنى بيچاره در پشت دروازه ، و ايجاد بىنظمى در داخلهء شهر ، نبايد نردبان ترقى او شده ، و اسلحهء ملت كه بدست او سپرده شده بود ، نبايد براى ترساندن ملت به كار رفته باشد ، و اين عمليات بىقاعده را بيشتر تقصير زيردستان او ميدانم ، كه آتش جاه‌طلبى او را به نصايح عاقلانه فروننشانده ، سهل است به اين آتش دامن هم زده‌اند . اعمال خوب سردار سپه ، در دورهء سلطنتش ميتواند كفارهء اين كارهاى بىرويهء او شمرده شود ، ولى تقصير زيردستان او ، جز بتوبه و اصلاح به هيچ چيز جبران نميشود ! بعضى از آنها ، هنوز كارى كه بتوان تلافى اين اقدامات شمرد ، نكرده‌اند . واقعات اخير آذربايجان ، و پيشرفت‌هاى يكى دو ماه اخير را هم ، بيشتر بايد از اثر جديت و مراقبت و حسن توجه شخص اعليحضرت همايونى محمد رضا شاه پهلوى ، پسر برومند شاهنشاه ماضى دانست ، و ملت بايد دعاى جمع‌آورى كشور را به اين وجود مبارك كه خداش پاينده دارد ، بنمايد . سردار سپه خوب ميدانست كه اگر استعفا بدهد ، آب از آب تكان نميخورد و همين‌ها كه امروز از ولايات و مركز عربدهء طرفدارى او را ميكشند ، تكان نخواهند خورد ، و بعد از استعفا و خانه‌نشينى ، چيزهاى ديگرى هم از قبيل حساب‌هاى گذشته پيش مىآيد . مجلس هم ميدانست ، كه اگر اين مرد از كار خارج شود ، پيشرفت‌هاى نظامى متوقف شده ، سهل است سير قهقرائى آن شروع مىشود ، اين بود كه طرفين پى وسيلهء آشتى مىگشتند . به همين جهت ، وقتى وليعهد سردار سپه را احضار ، و با او در زمينهء تسليم ، صحبت داشت مقاومت بخرج نداد و مقرر گشت ، كه سردار سپه بمجلس برود و الغاى حكومت نظامى ، و واگذارى دواير ماليه را اعلام كند ، و من بعد هم عملا خود و نظاميانش ، در مركز و ولايات تغيير رويه دهند ، و در نتيجه ، سردار سپه در جلسهء خصوصى مجلس حاضر شده ، و تسليم خود را بمنويات نمايندگان ملت اظهار داشت . ولى البته بايد اين آشتىكنان ، در مجلس علنى ، و با حضور ملت به عمل آيد ، اين بود كه در 24 ميزان وزير جنگ ، براى دفعهء اول در مجلس علنى ، پشت تريبون رفته ، لايحهء خود را بقرار ذيل قرائت كرد : « چنان كه خاطر نمايندگان محترم سابقه دارد در تاريخ 13 شهر صفر « 1 » يكى از نمايندگان

--> ( 1 ) - اگرچه در اين وقت قانون تقويم جديد نگذشته بود ولى دواير دولتى همگى ماه‌هاى حمل و ثور و جوزا . . . را در نوشتجات تاريخ ميكردند ميدانيم سيزدهء صفر نحس‌ترين ايام در نزد عوام است . شايد انتخاب اين تاريخ متروك هم يكى از شاهكارهاى نويسنده و منشى اين نطق باشد ، كه خواسته باشد نحوست دو آتشهء اين روز را كه حملهء سردار سپه شروع شده است تذكر بدهد .